روان درمانی و مشاوره تجدید
چاپ شد.
برای دریافت کتاب با شماره ۰۳۱۱-۶۶۲۹۶۲۹
تماس حاصل فرمایید.
زنده بمون!
شب ها زود بخواب. صبح ها زودتر بیدار شو. ..
نرمش کن. بدو. کم غذا بخور.
زیر بارون راه برو. گلوله برفی درست کن.
هر چند وقت یک بار نقاشی بکش.
در حمام آواز بخوان و کمی آب بازی کن.
سفید بپوش.
آب نبات چوبی لیس بزن.
بستنی قیفی بخور.
به کوچکتر ها سلام کن.
شعر بخون. نامه ی کوتاه بنویس.
زیر جمله های خوبی که تو کتاب ها هست خط بکش.
به دوست های قدیمیت تلفن بزن.
شنا کن.
هفت تا سنگ تو آب بنداز و هفت تا آرزو بکن.
خواب ببین.
چای بخور و برای دیگران چای دم کن.
جوراب های رنگی بپوش.
مادرت رو بغل کن. مادرت رو ببوس.
به پدرت احترام بذار و حرفاش رو گوش کن.
دنبال بازی کن. اگر نشد وسطی بازی کن.
به برگ درخت ها دقت کن. به بال پروانه ها دقت کن.
قاصدک ها رو بگیر و فوت کن. خواب ببین.
از خواب های بد بپر و آب بخور.
به باغ وحش برو. چرخ و فلک سوار شو. پشمک بخور.
کوه برو. هرجا خسته شدی یک کم دیگه هم ادامه بده.
خواب هات رو تعریف نکن. خواب هات رو بنویس
بخند. چشم هات رو روی هم بگذار.
گاهی شیرینی بخر.
با بچه ها توپ بازی کن.
برای خودت برنامه بریز.
قبل از خواب موهات رو شانه کن.
به سر خودت دستی بکش.
خودت رو دوست داشته باش. برای خودت دعا کن!
هرچند وقت یکبار قلبت را به فرشته ها نشان بده و از آنها بخواه قلبت را
معاینه کنند.
که به اندازه ی کافی ذخیره شادمانی در قلبت داری یا نه!!
اگر ذخیره ی شادمانی هایت دارد تمام می شود ، پشت پنجره برو و به آسمان
نگاه کن. آنقدر منتظر بمان و به آسمان نگاه کن تا بالاخره خداوند به تو
نگاه کند
آن وقت صدایش کن؛
به نام صدایش کن؛
او حتماً برمی گردد و به تو نگاه می کند و از تو میپرسد که چه می خواهی؟؟!
تو صریح و ساده و رک بگو.
از او بخواه به تو نفس، پشمک، چرخ و فلک، قدم زدن، کوه، سنگ، دریا، شعر،
درخت... تاب، بستنی، سجاده، اشک، حوض، شنا، راه، توپ، دوچرخه، آلبالو،
لبخند، دویدن و ... عشق... بدهد.
و
دیگران را فراموش نکن
--
مجوز مرگ گل
والدین با زحمات زیاد فرزندان خود را به سنین نوجوانی و یا جوانی میرسانند. اگر از باغبانی بپرسید برای رشد و طراوت گل چقدر زحمت کشیده است، آن گاه به مسئولیت سنگینی که همهی ما به عنوان والدین بر دوش داریم، پی خواهیم برد. باغبان میداند که تنها خاک حاصلخیز، آب و نور خورشید کافی نیست. باغبان باید نهال نازک و آسیب پذیر را در برابر علفهای هرزی که اطراف آن میروید محافظت کند. به همین شکل، والدین عاشق نیز فرزندانشان را از بروز آسیبهای جسمی و روانی حفظ میکنند.
ممکن است یکی از انتظارات ناسالم فرزند قبل از سن قانونی، خرید موتورسیکلت باشد. رانندگی با وسیلهای مانند موتور برای یک نوجوان هیجان زیاد ایجاد میکند و عدم کنترل هیجان شاید موجب آسیب جدی یا حتی مرگ نیز بشود. شاید بتوان گفت خرید موتورسیکلت و پس از آن دریافت سند وسیله، مانند دریافت مجوز مرگ گل باشد. وظیفه والدین، مراقبت از گلهایی است که سالها زحمت پرورش آنها را بر عهده داشتهاند، میباشد.
کتاب مهم مثلث و مثلث سازی در خانواده و ازدواج نوشته فیلیپ جی گه رن و دیگران ترجمه دکتر فرشاد بهاری با مقدمه دکتر باقر ثنایی
روان شناسان و مشاورانی که در زمینه خانواده، زوج و ازدواج و شاید بتوان گفت در هر زمینه ای کار میکنند اگر از مبحث مثلث و مثلث سازی بی اطلاع باشند احتمالا درمان با موفقیت و کاملی را نباید انتظار داشته باشند. بنابراین توصیه میشود که کتاب فوق را تهیه و با خلاقیت خود مطالب آن را در جلسات درمان بکارگیرید.
کتاب ژنوگرام ( سنجش و مداخله در مشاوره ازدواج و خانواده درمانی)نوشته مونیکا مک گلدریک -رندی گرسن و سیلویا شلن برگر ترجمه دکتر فرشاد بهاری
کتاب راهنمای ترسیم ژنوگرام خانواده نوشته ایزراییل گالیندو و دیگران ترجمه دکتر فرشاد بهاری
نوشته: عباس باباصفري
روزی روزگاری در یک جنگل زیبا و خوش آب و هوا دو اسب باهم زندگی خوشی را میگذراندند. روزها به علفزارهای زیبا میرفتند و از علفهای تازه و خوشمزه میخوردند. شبها نیز در جايی که برای خود آماده کرده بودند، استراحت میکردند. بعد از چند سال بچهدار شدند. بازهم با وجود سختیهایی که با آن مواجه شدند، روزگار خوشی داشتند. پس از آن بازهم بچهدار شدند. و روزها را با خوشی و ناخوشی آن به خوبی طي میكردند. اما موقعیتی پیش آمد که مجبور شدند از آن منطقه نقل مکان نموده و به منطقه خوش آب و هوای دیگری کوچ كنند. آنها برای آنکه راحتتر وسایل خود را حمل نمایند، گاری بزرگی داشتند که آن را به پشت خود بسته و حرکت كردند. با توجه به اینکه آنها از مسیري دشوارو سربالاییهای تند و سراشیبیهای خطرناک باید عبور میكردند، لذا برای آنکه بچهها اذیت نشوند، آنها را سوار گاری خود کرده و به راه افتادند. در آن راههای سخت گرسنگی و کمبود علف و همچنین تشنگی بر اسبان قصه ما فشار آورده و تحملشان را بسیار کاهش داده بود. و به همین جهت با يكديگر پرخاش میکردند بهگونهاي كه گاه این پرخاشگری شكل فیزیکی به خود ميگرفت. شدت این رفتارها به حدی بودکه گردن و بدن یکدیگر را گاز میگرفتند و زخمهایی را بر بدن هم ایجاد مینمودند. آنها در سربالایی خطرناکی قرارداشتند و طاقت نگاهداری گاری را که بر روی آن فرزندان و همچنین همه لوازم زندگیشان بود تا حد زیادی از دست داده بودند. در این هنگام یکی از اسبان به خود آمد و به دیگری گفت: ببین رفتاری که ما با هم داریم انجام میدهیم خیلی خطرناک است. اگر این رفتار را ادامه دهیم کنترل خودمان را کامل از دست خواهیم داد و به همراه گاری به ته دره سقوط خواهیم کرد. اسب دیگر نگاهی به دره هولناک و نگاهی به فرزندان خود که برای آنها زحمت زیادی کشیده بود انداخت و به خود آمد و به اشتباه بزرگ خود پي برد. آنگاه هر دو اسب با هم پيمان بستندكه مراقب باشندو به یکدیگر آسیب وارد نکنند. آنها پس از این قول و قرار همدیگر را بوسیدند و خود و گاری و فرزندانشان را به سلامت به سرزمین زیبای جدید رساندند و روزگاری خوش را با هم سپري كردند.
در ابتداي نشست، دكتر فرشاد بهاري، مترجم كتاب عنوان كرد: حدود هشت سال پيش با مطالعه مقالهاي در نشريه family process در ارتباط با ژنوگرام، توجهام به ارتباط موثر ميان حل مشكلات خانوادگي و ترسيم ژنوگرام جلب شد، بنابراين در تحقيق براي يافتن اثري در حوزه ژنوگرام به متن اصلي كتاب دست يافتم.
در ادامه، عباس باباصفري، روانشناس و صاحبنظر حوزه خانوادهدرماني با بيان جملهاي از «گريگوري بيتسون»؛ كسي كه فقط نسل خود را ميشناسد، همواره يك كودك باقي خواهد ماند، افزود: فردي كه اطلاعاتي از گذشته خود ندارد، قطعا به رشد كافي دست نيافته است؛ اتفاقي كه در ژنوگرام ميافتد، اين است كه اطلاعات خانوادهها در گذشته حفظ ميشود.
وي در تشريح تفاوت ميان شجرهنامه و ژنوگرام گفت: با توجه به اينكه در ايران دوران گذشته، صرفا سادات و به ويژه افراد ذكور داراي شجرهنامه بودند، ژنوگرام تفاوت اساسي با شجرهنامه پيدا ميكند، زيرا اطلاعات گسترده افراد مذكر و مؤنث، حتي حيوانات خانگي و زن و شوهري كه طلاق گرفتهاند نيز در اين شجرهنامه باقي ميماند.
باباصفري گفت: رواندرماني به دو صورت خطي و حلقوي صورت ميگيرد. رواندرمان در ديدگاه خطي به دنبال علت و معلول است، اما در ديدگاه حلقوي، علت و معلول قابل تفكيك نيست. با توجه به اينكه الگوهاي رفتاري از نسلهاي قبل به ارث گذاشته ميشود، منشا بسياري از رفتارها در افراد مشخص نيست و از طريق ژنوگرام بايد اين مباحث در وجود افراد كشف كرد.
وي فرآيند انتقال چند نسلي را همانند يك علم در جنگ برشمرد و افزود: در دوران جنگ وقتي علمدار كشته ميشود، فرد ديگري علم را برميدارد. فرآيند انتقال خصوصيات نيز نسل به نسل به همين صورت در خانوادهها منتقل ميشود. فعاليتي كه در اين راستا ژنوگرام صورت ميدهد، اين است كه انسانها را به خودآگاهي ميرساند كه چه علمهايي بر دوششان است، البته گاهي اين علمها خوب نيست و بايد كنترل شود.
همچنين حسن تقوي درباره خلاءهاي ديد خطي در رواندرماني توضيح داد: ديدگاه خطي در رواندرمانيهاي معمولي و مصاحبههاي باليني به كار برده ميشود و به دنبال علتهاست. با وجود اين رواندرمانگر در اين ديدگاه عميق ميشود، زيرا ممكن است به بيراهه برود. در ديدگاه سيستمي چندين زاويه مختلف از خانواده افراد بررسي ميشود، اما در ديدگاه خطي احتمال خطا بسيار است.
نشست نقد و بررسي كتاب «ژنوگرام سنجش و مداخله در مشاوره ازدواج» عصر ديروز، بيستم آذر در سراي اهل قلم برگزار شد.
به نام خالق هستي
كارت سوخت زمان
عباس باباصفري در حال حاضر بسياري از ما با كارت سوخت خودرو آشنا هستيم
. در اين كارت مقداري سوخت بعنوان سهميه براي هر وسيله نقليه مشخص شده است كه پس از دوره زماني خاصي اين سهميه پايان پذيرفته و شايد قابل انتقال به دورهاي ديگر نباشد. اين مسئله خصوصاً براي خودروهايي مانند تاكسي و وانتبار داراي اهميت بيشتر و مشهودتر است.برخي از اينگونه خودروها سعي ميكنند سهميه اضافي خود را به دوستان يا اقوام واگذار يا حتي به فروش برسانند
.بعضي از افراد سعي ميكنند در مصرف سوخت وسيله نقليه، بيشترين بهرهوري و استفاده را داشته باشند
. مثلاً انتخاب مسيرهاي تردد كوتاهتر، تنظيم انجام چندين برنامه در مسير حركت، خاموش نمودن خودرو پشت چراغ قرمز و يا رعايت نكات فني و موتوري خودرو براي كاهش مصرف از نمونههاي آن ميباشد.كارت سوخت ديگري نيز از ابتداي تولد، به هر شخصي اعطا ميشود با عنوان كارت سوخت عمر يا زمان
.در اين كارت نيز سهميه اشخاص در هر شبانهروز تحويل آنها داده ميشود
. با اين تفاوت كه سهميه اعطايي براي همه يكسان و 86400 ثانيه ميباشد. و شايد بتوان گفت از هزاران سال پيش اين عدالت براي همه رعايت شده است. اما نكات جالبي نيز در اين طرح وجود دارد:سهميه كارت مذكور براي هر شبانه روز شارژ شده و در پايان وقت در صورت عدم استفاده سهميه مذبور، باطل خواهد شد
. و امكان انتقال و به عبارت ديگر قابل ذخيره كردن نيست.ويژگي ديگر آن اين است كه، سهميه اعطايي قابل واگذاري به ديگري نميباشد
. سيستم فوق مدرن مركزي طوري تنظيم شده كه سوخت هر فرد مخصوص او ساخته شده و فرد ديگري قادر به استفاده از آن نوع سوخت نميباشد. شايد ظاهر كارت سوخت براي همه يكسان، اما برنامهاي كه براي هر كدام از كارتها نوشته شده و نوع سوخت تنظيمي براي ميلياردها كارت سوختي كه بوده، هستند و يا در آينده ساخته خواهند شد، متفاوت ميباشد.برخي از كارتها بطور كامل شارژ نميشود و تقدير برخي از اشخاص آن است كه با اين كارت وداع كرده و بسوي جهان ديگر رجوع نمايند
. حتي ميتوانيم بگوييم آنقدر مركز كنترل اين كارت پيشرفته است كه كمتر از ثانيه، سهميه ثانيه ديگر را مشخص مينمايد.برخي سوخت كم ميآورند
. شايد در يك تقسيم بندي آنها را به گروههايي تقسيم كنيم. از جمله آنها،گروهي كه حرص و آز و مالاندوزي آنها را احاطه كرده و گروهي كه سخت مشغول تفكر، تحقيق، مطالعه و علمآموزي هستند.بعضي نيز براي پايان سوخت موجود لحظهشماري كرده، احساس ميكنند سوخت اضافي دارند و نميدانند چگونه سوخت تحويلي را به اتمام برسانند
. تعدادي از نمونههاي آن مانند انسانهايي كه بسياري از وقت خود را براي ديدن تلويزيون تلف ميكنند. يا دانشآموزان و دانشجوياني كه تحصيل را جزئي از زندگي ندانسته و براي پايان آن بيتاب هستند. يا كارمنداني كه از كار خود لذت نبرده، به تجارب جديد بياهميت و براي فرارسيدن دوران بازنشستگي لحظهشماري ميكنند. و موارد بسيار ديگر.اكنون شايد لازم باشد با خود فكر كنيم و اين سوال را از خود داشته باشيم كه آيا از كارت ارزشمند سوخت زمان خود به طور كامل استفاده ميكنيم يا آنكه به راحتي اجازه ميدهيم سهميه ما باطل شود؟
با تاملي دراين مورد بايد به بررسي در شيوه زندگي خود بپردازيم و دقت نماييم كه چقدر از وقت ما به چه فعاليتهايي اختصاص داده ميشود
. شناخت از نحوه استفاده از سوخت، ارزش والايي ميتواند داشته باشد.شايد يكي از راههاي شناخت و كنترل ميزان سوخت، نوشتن مقدار وقتي است كه در حال حاضر براي هر فعاليتي در طول هفته يا شبانهروز ميگذاريم
.نوشتن يك برنامه ايدهآل و در عين حال منطقي و تلاش براي انجام آن ميتواند راهكار مناسب ديگري براي اين مسئله باشد
. تغيير اندك در اين زمينه ميتواند نويدبخش آينده روشني براي ما باشد. به اميد آن روز.مرز، حد يا حايل مفروضى است كه در خدمت حفظ و پيشبرد، تمايز و يكپارچگى خانواده به عنوان يك كل، زير منظومههاى خانواده، و تك تك اعضاى خانواده است. مرز، استعارهاى براى مراودات ويژه است كه به طور منظم مابين منظومهها در جريان است. مرزهاى يك زير منظومه، عبارت از مقرراتى است كه معين مىكند چه كسى و چگونه جزو اين زيرمنظومه است . در نظام خانواده مرزها امرى روانشناختى است و به امورى مانند روابط كلامى و غير كلامى ميان افراد و موضوعات عاطفى مربوط مىشود . اين كه در يك رابطه تعاملى خاص در خانواده چه كسى حضور دارد و چه كسى بيرون از آن جاى دارد ، نشان دهنده مرزها در خانواده است (باركر ، 1375) . مثلاً زير منظومه والدينى وقتى مشخص مىشود كه مادرى به پسر بزرگ خود مىگويد: «تو نبايد براى خواهر كوچكت زمانى براى تلويزيون ديدن معين كنى ، من و پدرت در اين مورد تصميمگيرى مىكنيم». اگر زير منظومه والدينى شامل فرزند والدگونه هم باشد ، مرز را مادر با گفتن « من از همه شما مىخواهم تا به خانه برمىگردم، سخنان برادر بزرگتر خود را شنوا باشيد» مشخص مىكند (Goldenberg, 1980, p. 38).
Goldenberg, I. and Goldenberg, H. (1980) Family: An overview.
استعاره
nانتقال معنی از عنصری که مفهوم مشخص تر و شناخته شده تری دارد به عنصر دیگری که اغلب کمتر شناخته شده است.
nچیزی را از منظر چیز دیگری و غالباً چیزی ناشناخته یا کم شناخته را از منظر چیزی آشنا درک کنیم.
n استعاره را می توان برای مقاصد ساده سازی، برانگیزش خلاقیت، روشنکردن حقیقت، سازگاری، هویتبخشی، جلبتوجه، درهم شکستن مقاومت، احیای خاطرات شاد، خودبازبینی و کسب بینش درنی، شناخت مشکلات، برانگیختن احساسات و عواطف استفاده نمود.
nاستعاره امکان مبادله پیچیدهترین مفاهیم غنی بین نقشههای ذهنی را فراهم میکند.
خدایا مرا یاری ده تا پیش از آنکه درباره راه رفتن کسی قضاوت کنم قدری با کفش های او راه بروم
صفحه دوم شناسنامه
مراجعین، خانوادهای پنج نفرهاند که سه فرزند پسر 14 ،10 و 5 ساله دارند. مشکل عمده، دخالتهای فرزند 14 ساله در زیرمنظومه والدینی است. هدف اصلی برگرداندن فرزند به زیرمنظومه فرزندان میباشد. تلاشهای والدین برای جلوگیری از دخالتهای او تأثیر زیادی نداشته است.
یکی از روشهایی که با این مراجع کار شد به شرح زیر بود.
از او سؤال شد: شما جزء بزرگترها هستی یا بچهها؟ پاسخ داد: جزء بزرگترها. مجدداً از او سؤال شد: به نظر شما، شناسنامه چند صفحه دارد؟ گفت: سه صفحه. وقتی از او در این باره توضیح خواسته شد گفت: صفحه اول مشخصات فردی مثل نام و نام خانوادگی، شماره شناسنامه، تاریخ تولد و نام پدر و مادر و امثال اینهاست. در صفحه دوم نام همسر و فرزندان و در صفحه سوم زمان مرگ نوشته میشود.
سپس سؤال شد: در صفحه دوم شناسنامه شما چه چیزهایی نوشته شده است؟ گفت: هیچ چیزی نوشته نشده است.آنگاه گفته شد: افراد بر اساس صفحه دوم شناسنامه، به دو گروه اصلی بزرگ و کوچک تقسیم میشوند. یعنی اگر در صفحه دوم، نامی نوشته شده باشد جزء گروه بزرگترها و اگر اسمی نوشته نشده باشد جزء گروه بچهها محسوب میگردد. اکنون تو جزء کدام گروه قرار داری؟ گفت: جزء گروه بچهها هستم. سپس گفته شد: برای اینکه نسبت به این مسئله اطمینان بیشتری پیدا کنی، حتماً لازم است امروز سراغ شناسنامهات بروی و صفحه دوم آن را نگاه کنی و برای اینکه فراموش نکنی که جزء بزرگترها هستی یا بچهها و اینکه سن تو چقدر است، ازصفحه اول و دوم شناسنامه خود فتوکپی گرفته و در اطاقت نصب کنی تا همیشه جلوی دیدگانت باشد.
جلسه بعد سؤال شد: صفحه دوم شناسنامه را چه کردی؟
به نام خالق هستي
گوسفند نباشيم
نوشته: عباس باباصفري
از چوپاني سوال كردم: در اين گله بزرگي كه داريد، گوسفندان زيادي مشاهده ميگردند. اما چند رأس بز هم همراه گله هستند. به نظر ميرسد بزها سود چنداني براي شما نداشته باشند. پشم جالبي كه ندارند و داراي گوشت لذيذي هم مانند گوسفند نيستند. علت همراه داشتن آنها چيست؟
پاسخ داد: گوسفند داراي دو خصوصيت است كه بزها اين حالتها را ندارند. اول اينكه گوسفند هميشه سربه زير است و به اطراف خود توجهي ندارد. دوم هم اين خصوصيت است كه اگر گوسفند را در يك مزرعه رها كني، شايد تا ريشهكن كردن محصول آن مزرعه به خوردن ادامه ميدهد.
اما ويژگي بز از اين لحاظ عكس گوسفند است. يعني بزها سر را بالا گرفته و به اطراف خود توجه دارند. و خصوصيت اصلي كه موجب همراهي آنها ميشود آن است كه، در جايي ثابت نميايستند و مرتب در حال جابجايي و تغيير مكان هستند. اين رفتار آنها باعث ميشود بقيه گله را همراه خود به اين سو و آن سو بكشانند و گله از محصول تازه استفاده نموده و به ريشه علوفه آسيب وارد نكنند.
اميد كه مانند گوسفند نبوده، به اطراف توجه داشته و تغيير و تحول در زندگي را هميشه درنظر داشته داشته باشيم.
به نام خالق هستي
معرفي كتاب:
استعارههاي كاربردي در
رواندرماني و مشاوره
مؤلف: عباس باباصفري
مدتها ذهن مرا اين سؤال مشغول كرده بود كه چگونه ميتوان مفاهيم پيچيده درمان را با زبان ساده و متناسب با
فرهنگ به مراجعين مراكز مشاوره انتقال داد؟ در كار با خانواده و زوجها، چگونه ميتوان از مضامين موجود در ادبيات استفاده نمود؟
در مورد خانوادهدرماني، استعارههای بسیارکمی را مشاهده كرده بودم. بنابراین، بر آن شدم تا خلأ موجود را، هر چند اندك، برطرف نمايم. اهمیت این کتاب نیز به همین خاطر است که شاید برای اولین بار و خصوصاً در زمینه خانواده درمانی چنین مجموعهای نگارش میشود.
هدف این کتاب، ارائه تجربیات نو در زمینه استفاده از استعاره در جلسات درمان و کمک به درمانگران برای شکوفایی بیشتر استعداد آنها، به منظور ساخت استعارههای جدید، برای پیشبرد درمان است. استعارههای ساخته شده در این کتاب بيشتر براساس رویکردهاي خانوادهدرماني، خصوصاً رویکرد ساختنگر، راهبردي و نظامهای خانواده بوون میباشد.
این کتاب شامل دو بخش میباشد. بخش اول کتاب راجع به مباحث نظری، تعریف، ساخت و تأثیر استعاره است. در بخش دوم نیز استعارههای ساخته شده، ارائه شده است.
مطالعه این کتاب به کلیه مشاوران، رواندرمانگران، روانشناسان، روانپزشکان، پرستاران، دانشجویان رشتههای فوق و تمامی کسانی که در خصوص بهداشت روانی جامعه فعالیت ميكنند و به التیام دردها و رنجهای مردم میاندیشند، پیشنهاد می شود.
یکی از متداولترین تعریفهای استعاره، انتقال معنی از عنصری به عنصر دیگر است. یعنی، عنصری که مفهوم مشخصتر و شناخته شدهتری دارد، تمام یا قسمتی از معنای خود را به عنصر دیگری که اغلب کمتر شناخته شده است و دسترسی زیادی به آن وجود ندارد، منتقل میکند.
استعاره به ما كمك ميكند تا چيزي را از منظر چيز ديگري، و غالباً چيزي ناشناخته يا كم شناخته را از منظر چيزي آشنا، درك كنيم.
به كارگيري استعاره در روانشناسی و فراينددرماني اين امكان را به وجود ميآورد تا در بستر ارتباطات گفتاري، تفسيرها و تعبيرات ملموس و نزديك به واقعيت ارائه گردد.
يكي از جالبترين جنبههاي تلاش براي تغيير انسان اين حقيقت است كه استفاده از تمثيل يا استعاره محور شيوههاي درماني به نظر ميرسد. وجه اشتراك مكاتب كاملاً متفاوت درماني،گرايش شديد به استفاده از بيان تمثيلي و استعاره است. تمام درمانگران، صرفنظر از مكتبي كه دارند، در مورد مشكلات سعي ميكنند يك استعاره را تغيير دهند.
استعاره، آنچنان بينش دروني به ضمير هشيار ميدهد كه آن را قادر ميسازد تا هر تغييري را پديد آورد و راه حلها را آشكار كند. استعارات به آساني به خاطر سپرده ميشوند.
استعاره را ميتوان براي مقاصد ساده سازي، برانگيزش خلاقيت، روشن كردن حقيقت، سازگاري، هويت بخشي، جلب توجه، درهم شكستن مقاومت، احياي خاطرات شاد و سرزنده، خودبازبيني و كسب بينش دروني، شناخت مشكلات و برانگيختن احساسات و عواطف مراجعین استفاده نمود.
هر استعاره یک مبنای نظری دارد که نمونههایی از آن به شرح زير در
این کتاب آورده میشود: مثلثسازي (Triangulation) مانند استعاره دو بوکسور؛ متمايزسازي (Differentiation)، استعاره باتلاق؛ مرز (Boundary)، استعارههای خانه شیشهای، اتاق شیشهای، شکم شیشهای؛ ادغام ذهنی/ ذوبشدگی
(Fusion)، استعاره عصبهای به هم چسبیده؛ فرایند انتقال چند نسلی
(Process of multigenerational transmission)، استعاره علم؛ بیمار معلوم
(Identified patient)، استعاره کت بیماری؛ سلسله مراتب (Hierarchy)، استعاره طبقات و آسانسور؛ دودستگی زناشویی– گسست زناشویی (Marital schism)، استعاره هواپیمایی با یک موتور روشن؛ الگوها (نمونهها) (Patterns)، استعاره آبكاري؛ تغییر ناپایدار (Discontinuous change)، استعاره فتوكپي شناسنامه؛ و بريدگي عاطفي(Emotional cut off) استعاره ريشههاي درخت.
به منظور دريافت كتاب استعارههاي كاربردي در رواندرماني و مشاوره و يا ارايه نظرات و پيشنهادات ميتوانيد با شماره تلفن 7801-306-0913 تماس حاصل نموده و يااز طريق babasafari46@yahoo.com email: مكاتبه نماييد.